تبلیغات
خواص چای سبز - داستان چای سبز و شروعی دوباره
 
چای لاغری تیما چای سبز تیما

داستان چای سبز و شروعی دوباره

نوشته شده توسط :مهدی ملک
شنبه 25 مرداد 1393-06:59 ب.ظ

داستان چای سبز و شروعی دوباره

مریم و آرش به آخر خط رسیده بودند و دیگه نمی تونستند ادامه بدهند اما باز آرش کوتاه می آمد و

می گفت نمی خواهم تو را از دست بدهم ولی مریم می گفت تو به من قبل از ازدواج قول های

زیادی دادی ولی نتونستی هیچ کدامشان را عملی کنی و آرش می گفت تمام سعی ام را خواهم

 کرد تا آرزوها و خواسته های تو را بر آورده کنم اما مرغ مریم یک پا داشت و قبول نمی کرد آرش

همیشه عادت داشت چای سبز بنوشد و همین باعث آرامش او می شد و استرس را از او دور

چای سبز

می کرد روزی که به دادگاه رفتند تا طلاق بگیرند آرش می گفت من نمی خواهم طلاق بدهم من

 مشکلی در خود ندارم تنها مشکلم بی پولی است و فکری به ذهنش رسید و برای طلاق دادن

 مریم یک شرط گذاشت به مریم گفت یک لیوان چای سبز بنوش تا تو را طلاق دهم مریم با تمسخر

 گفت شرط هایت هم احمقانه است و چای سبز را گرفت و نوش جان کرد و استرس او از روحش خارج

 شد و از آرش معذرت خواهی کرد و گفت من زیبایی های زندگی مان را نادیده گرفتم بودم مرا ببخش




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:





Admin Logo


The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox